مؤلف مجهول
2
رستم نامه ( فارسى )
بسى پادشه شد در اين فكر خود * كسى راه بر كنه ذاتش نبرد كسانى كه اين راه پيمودهاند * بپيموده در خاك آسودهاند چه پيغمبر از ما عرفناك 15 لب * گشايد ز هم لعل دانش عجب كسى واقف كار از اين بارگاه * نشد در جهان از سفيد و سياه برى ذاتش از عيب و نقص و خلل * سميع و بصير و حى و لم يزل « 1 » پس از حمد پروردگار جهان * بود نعت سر دفتر . . . « 2 » [ b 1 ] شهى كو براق سعادت جهاند * به جايى كه جبريل از او بازماند شهى كو بود خاتم انبيا * برازندهء مسند اصفيا شهى كو بود مهتر سروران * طفيلىّ او جمله پيغمبران جهان جمله ز اخلاق او كامياب * بود ذرّهء نور او آفتاب محمّد كه هادى است بر خيل كل * رسول خدا پيشواى سبل درودى كه هرگز نگردد تمام * بر او باد و بر اهل پاكش مدام خصوصا بر آن شهسواران دين * كز ايشان بهپا شد زمان [ و ] زمين نخستين شهنشاه تخت نجف * مهين گوهر بحر عزّ و شرف شه بارگاه نجف آن كه هست * به روز ازل مست جام الست امير خداوند پروردگار * شه لا فتى ، صاحب ذو الفقار طفيل رهش جنّ و انس و پرى * چه كاهى به دستش درِ خيبرى ولىّ خدا و وصىّ رسول * كه بىمِهر او نيست ايمان قبول [ a 2 ] حسن بعدِ او بر همه انجمن * امام است بىشك به وجه حسن دگر « 3 » سرو بستان آل عبا * حسين آن شهنشاه گلگون قبا على سرور جملهء ساجدين * دگر « 4 » باقر آن قدوهء عارفين گل بوستان رسول امين * بود جعفر آن سرور صادقين سرافراز منشور دينپرورى * درخشانكنِ مذهب جعفرى به موسىّ كاظم كه گشته لقب * سرِ صالحان ديار عرب
--> ( 1 ) . لا يزال . ( 2 ) . در عكس نسخه ناخواناست . ( 3 ) . ديگر . ( 4 ) . ديگر .